یک شعر طنز،اما یکم میشکونه
تاريخ : یک شنبه 19 آذر 1391 | 21:13 | نويسنده : AЯMAN

 

امروزه رسد مقصد، آن بار که کج باشد

بفروش حقیقت را، رو پیرو باطل شو

گر مسئله ای مشکل، دامان تو را چسبید

یا آن که بیا ول کن، یا آن که برو ول شو

کس قدر نمی داند، باران عطوفت را

رو سنگ بلا گرد و، بر جامعه نازل شو

جایی که محبت را، یک جو نخرند از کس

یا هیتلر و چنگیز، یا اصغر قاتل شو

خواهی که تو را عزت، حاصل شود و شوکت؟

یا ال کن و یا بل کن، یا ال شو و یا بل شو

تا چند کنی سینه، چاک از بر این و آن؟

هر سوی که باد آمد، آن سو متمایل شو

امروزه هنرمندی، صنار نمی ارزد

یا عاطل و باطل شو، یا باطل و عاطل شو

وقتی نکند فرقی، ...ز خر و توت تر

قند از چه شدی آخر، رو زهر هلاهل شو

گر خیر ندیدستی، از خالِ به رخ بودن

چون هر دو سیه باشد، رو دانه ی فلفل شو (1)

بازار دل و دلبر، آشفته و خر تو خر

تا دل نربایندت، خود راهزن دل شو

تا راه بیابی در، عمق حرم خاتون

خواجه نتوانی شد، رو نوکر منزل شو

گر فهم نکردی از، این کلک خیال انگیز (2)

یا دار بزن خود را، یا زیر دو تن گل شو

در کشمکش دنیا، هی شل کن و سفتش کن

گه ساده شو و گاهی، پیچیده و مشکل شو

فهمیدن اگر جرم است، جایش دو سه تا نقطه

خود را به نفهمی زن، یا خل شو و یا چل شو

خواهی بزنی نقبی ، در سینه ی مهرویان

از علم گریزان باش، با پول مقابل شو


گر اذن دخولت نیست، در انجمن خوبان

دلگیر مشو هالو، تو سرزده داخل شو



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه: